برچسب‌ها

, , , , , , , , , , , ,

شاید آغاز زمستان مناسبتی با این شعر داشته باشد. نمی دانم. بدرقه یکی از شعرهای مجموعه ی اخیرم به نام «عبور از سیاره سوخته» ست. این کتاب توسط نشر بویتمار منتشر شده و هم اکنون از کتابفروشی های داخل کشور قابل تهیه است.

این شعر در سایت عصر نو به انتشار رسیده ست

بدرقه


لیلا فرجامی

 

قطارها زمستان را سوار می کنند
به مقصدی نامعلوم می برند
من از پنجره ی کوپه ام
به درختان لُخت دنیا خیره می شوم
و می دانم
هیچ کس به تعقیب سفرهایم نمی آید
فصلها
بدون من تغییر می کنند
دختران روستايی
بدون من به بلوغ می رسند
خورشید
بدون من بر دره ها و کوه ها می تابد
و این جهان حق دارد از فردا
بدون من آغاز شود.

این جا
از پنجره ی کوپه ام
زمان پرنده ی خاموشی ست
که از آخرین ایستگاهش در حومه ای گمنام
عبور کرده است.


 

Advertisements